ـ اول از همه.......... خدایا به امید تو / نه به امید خلق روزگار
ـ بازم دیر شد. هرکاری می کنم زود بیام انگاری نمیشه... ایندفعه غیبتم موجه. بد سرمایی خوردم ایام امتحانا. همه رقمه افتادم تو خونه. شدیدا بی حال و خسته کننده بودم. همه برای خودم هم اطرافیانم. صدای مبارکمم که در نمی اومد. امتحانامم یکی پس از دیگه خرابتر کردم. خدا این ترم و به خیر بگذرونه.... خلاصه الان تقریبا بهترم فقط سرفه ها اذیتم می کنه................ حالمو نمی پرسین؟![]()
ـ دلم برای خودم و نوشته هام تنگ شده..... بد دارم می نویسم چون حس می کنم نوشتن یادم رفته. نمی دونم چی بنویسم اما فقط می خوام بنویسم شاید همین آرومم کنه.
از خودم از خدام از مامان جون جونیم از بابای مهربونم از همه و همه..... دلم یه دوست خوب می خواد... یه دوس خیلی خیلی خوب
خداییش کی دوست خوب داره؟
ـ نمی دونم چرا امسالم اینجوریه... آره خودم کردم که لعنت بر خودم باد. (اصلا با امسال حال نکردم از اولش بد شروع کردم تا الان) بابا منم آدمم به خدا.... یه دل دارم که اندازه گنجیشک...همه مهربونیا و نا مهربونیا... همه خوبیا و بدیا... همه و همه توش....![]()
ـ یکی از دوستام بهم اس ام اس داد ازش خوشم اومد اینجا می نویسم تا یادگاری بمونه: " حواست به رد قدمهایت باشد چون هرگز نمی توانی انکارشان کنی"
ـ آهای کسی که میایی از آقای ضیا میگه اونم بد و بیراه..... تمومش کن. همون بهتر که بهت هیچی نگم. جواب همچین کسایی سکوت...... پس جوابتو بگیر..........
ـ امروز چهارشنبه ۲۳/۲/ شنیدم استاد پویان استاد بی نظیر در درس اخلاقمون فوت کرد. الان تو دانشگاهم و چند دقیقه ای نیست که شنیدم...... خدا رحمتشون کنه.
(خیلی دوسش داشتم)
یا حق![]()
