دلم را بردی. به همین سادگی، عاشقم کردی.
دلم را بردی.چه خوب کردی! زودتر از زود دیوانه ام کن.این تنها خانه کوچیک دل را، پیش تر از پیش ویرانه تر کن! خوابم را ببر. بگذار در این دریای مواج زندگی دست و پازنان، تا به ساحل امن حضورت شنا کنم و باز به ساحل نرسم، امان بده تا دوباره حرکت کنم و از شوق آمدن به سمت تو، نمانم. فرصت بده تا همیشه تشنه بمانم و باز عطش، مرا بی تاب طلب دیدارت کند. امان بده!
بگذار همه این رنگ ها که به جان زمین می پاشی، عطر بنفش ها و زردها سفیدهای یاس، مستم کنند. گیج و منگم کنند. زمینم بزنند و باز برخیزم و بیفتم. بگذار همین گونه، کج و مج راه بروم ولی ذکر نامت به زیر زبانم شکوفه کند.
نمی خوام هوش را، بدون عطر حضور تو. نمی خواهم دیکته بی غلط را، بی آن که نام تو بر سر سطر نباشد. بگذار خط بخورم، اما به ذست تو. بگذار بشکفم به فرمان تو! این قامت راست، بی یاد تو، کج است و این کج به نام تو، راست می رود.
نمیخوام شعری با قافیه بنویسم که وزنش تو نباشی. نمی خواهم نثری را، بی آنکه تداوم معنایش تو نباشی. نمی خواهم قصه ای بنویسم که آغاز و ایانش تو نباشی. می خواهم شروع تو باشی و وسط تو باشی و پایان تو باشی.
دلم را بردی. به همین سادگی، عاشقم کردی.
این دل نوشته ها برای توست گفته باشم! همه چشم هایی که هم اینک مرا می خوانندند شاهدند! قلمی که با آن می نویسم. جوهری که روی صفحه کاغذ می نشیند و جذب می شوند کلمه می شود. کلماتی که خط می شوند، رنگ می گیرند، معنا می شوند. کلماتی که پیوسته به هم، به نام تو، روح می گیرند و جان می شوند. همه این خطوط می دانند که این دل نوشته ها، فقط برای توست.
ساعت مرا می شنود. این سکوت شبانه، مرا بارها بی حجاب، با تو دیده و دم نزده! حال، در برابر موجوداتی که نمی بینمشان و تو آن ها را می بینی، می گویم: همه این وسوسه ها کار توست. من چیزی نبودم. نقطه ای در عدم تاریک. تو مرا هست کردی، جان دادی و این گونه دل از من بردی! باز این تویی که می خواهی و می طلبی و صدایم می زنی. تا بگویم در لحظه سکوت و روشنی در تاریکی، که دوستت دارم و این دل نوشته را تو می نویسی و می خوانی و از برای توست.
دلم را بردی. به همین سادگی، عاشقم کردی.
پ.ن: خیلی خوشحالم و شاد بابت همه چیز.
پ.ن: دلم می خواد................
پ.ن: اینم واسه شیرین جون که یه ندا میخواست از من.........................حالا خوب شد؟
(شیرین هیچ ربطی به پستم نداره. گفته باشم)
{آخه دختر چه جوری باهات بحرفم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ کار دارمت. لطفا بیا
}
پ.ن: من الان کارت دارم تا بعد عید چیکار کنم؟ (یه جوری کمکم کن...باشه؟)
